![]() |
![]() |
|
| هرچه می خواهد دل تنگت بگوی |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 18:9 توسط الهه |
|
|
به نام آن که رحمت را به فکرت آموخت به نام خداوند محمد ص و عیسی مسیح ع و موسی ع و همه پیامبران علیهم السلام .
عمل شنیع و گستاخانه و ضد حقوق بشری سوزاندن کتاب مبین قرآن . که مدتی است تکرار می شود . و طبق گفته های دختر این کشیش افراطی . تعادل روحی - روانی ندارد . و طبق سایر تحلیل گران از روی تعصب و افراط شدید است و یا شاید جنبه سیاسی هم داشته باشد . چرا که نتیجه اش به کشته شدن معترضین به این عمل سخیف . منجر شده است . ( در افغانستان که سربازان امریکایی همین اهانت را کرده بودند .) و به نظر می رسد که قصد ایجاد تنش و درگیری در جوامع مسلمان را داشته باشند . از طرفی مردم مظلوم نیز با جان باختن به خاطر حفظ حرمت اعتقادات شان . نه تنها نتیجه ای نگرفته اند بلکه موجودات حقیر و عقده ای را که با احساسات میلیارد مسلمان در سرتاسر جهان بازی می کنند . خوشحال ساخته و آنان را به ادامه این خشونت اخلاقی و توحش و حمله به مقدسات دیگران . راغب تر کرده است ظاهرا . لذا معتقدم و این فقط در حد یک پیشنهاد است که بزرگان و علما روی آن فکر کنند و تصمیم بگیرند از آنجایی که دین مبین اسلام سراسر رحمت و صلح است و پیامبر ما پیامبر عدالت توام با بخشش تا جایی که به عیادت کسانی هنگام بیماری شان می رفتند که بارها رسول خدا را آزار و به ساحت بزرگوار و مقدس شان اهانت کرده بودند . و حتی در فتح مکه . از دشمنان خونی خود گذشته و عفو شان کردند . بنده فکر می کنم برای اینکه نهایت صلحدوستی و خردمندی و فرهنگ والای اسلامی را به جهانیان نشان دهیم تا افکار عمومی دنیا قضاوت کند که آیا ما مسلمانان حقوق بشر را نقض می کنیم ؟ یا برخی جاهلان که با وجود ادعای علمداری تمدن و مدرنیته را داشتن . هنوز دست به اعمال غار نشینی عصر حجر می زنند ؟؟؟؟ لذا مثل خبری که امروز در همشهری ؟ خواندم که کبوتران صلح را بالای برج میلاد به پرواز در آورده اند یک عمل نمادین انجام بدهیم . مثلا نمایشگاهی از کتاب قرآن کریم در کنار انجیل و سایر کتب مقدس آسمانی . دایر کنیم یا صحبت با کشیشان محترم و عزیز هموطنمان . تا هم نگرانی و بیماری افراطی و اسلام هراسی این کشیش هتاک . برطرف شود و هم کسانی که تحت تاثیر شایعات ناجوانمردانه ی مختلف در مورد دین اسلام قرار گرفته اند . با چشم خود ببینند که اسلام دین رحمت و علمدار صلح و خوشخویی و مدارا است . و از تمدن حقوق بشری هم جلو تر است .
به امید همبستگی تمام پیروان تمام ادیان و صلح الهی که شایسته جامعه دینی بشریت است . به امید اینکه آموزه های دینی و احکام حقوق بشری . بدرستی برای ایجاد صلح و دوستی بشریت . بکار برود ... به امید اینکه پیروان ادیان خاصه در سطح متولیانش . سرمشق رحمت و اخلاق و احترام باشند . و دست از تعصب و ترس و بدبینی و جنگ گرم و سرد با یکدیگر بردارند . به امید اینکه شاهد باشیم دین به ما زندگی می بخشد نه اینکه طرفداران و متعصبانش باعث گرفتن زندگی و آسایش از مردم و انسان ها شوند . یا رحمه للعالمین ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت 15:24 توسط الهه |
|
|
حجتالاسلام حمید رسایی، با اشاره به سخنان اخیر لاریجانی مبنی بر اینکه «معلوم نیست تئوری ساکتین فتنه از کدام کره نازل شده است»، اظهار داشت: اصطلاح ساکتین فتنه یک اصطلاح ساخته شده توسط جریانات سیاسی نیست، بلکه این اصطلاح برای اولین بار توسط رهبر انقلاب به ادبیات سیاسی کشور وارد شد.
به گزارش مشرق ، حجتالاسلام حمید رسایی، نماینده مردم تهران و مدیرمسئول نشریه ۹ دی در گفتوگو با فارس با اشاره به سخنان اخیر رئیس مجلس مبنی بر اینکه «معلوم نیست تئوری ساکتین فتنه از کدام کره نازل شده است»، اظهار داشت: اصطلاح ساکتین فتنه یک اصطلاح ساخته شده توسط جریانات سیاسی نیست، بلکه این اصطلاح برای اولین بار توسط رهبر انقلاب به ادبیات سیاسی کشور وارد شد.
وی افزود: برخلاف چیزی که آقای لاریجانی با تمسخر مطرح کردند که برخی به دنبال کاسبی با موضوع ساکتین فتنه هستند و آن را نوعی تجارت تلقی کردند باید به صراحت گفت که فتنه 88 نه تنها یک تجارت بلکه یک جنگ تمام عیار بود. نماینده مردم تهران در خانه ملت خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب در تاریخ 29 دی ماه 88 سکوت یا عدم سکوت خواص را به عنوان یک شاخص به مردم معرفی کردند و فرمودند مردم در فضای فتنه باید افرادی که به دنبال شفاف کردن وضعیت و کسانی که دارای مواضع دو پهلو هستند را بشناسند. رسایی تصریح کرد: در آنجا بود که رهبر انقلاب به صراحت از همه خواستند که در این زمینه موضعگیری کنند و کسی سکوت نکند و طبیعی است وقتی در آن مقطع تاریخی ایشان این جمله را میفرمایند معنی آن این است که قبل از آن برخی از خواص که دارای تریبون بودند و میتوانستند حرف بزنند، سکوت اختیار کردند و موضعگیری نکردند. وی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در مهر ماه 88 مبنی بر اینکه گاهی سکوت و کنار کشیدن از میدان خود به نوعی کمک به فتنه است، اضافه کرد: در زمان فتنه همه باید روشنگری و بصیرت داشته باشند، بنابراین تئوری ساکتین فتنه از کره زمین و از حسینیه امام خمینی (ره) نازل شده است. نماینده تهران در مجلس ادامه داد: متأسفانه در مجلس هشتم و در جریان فتنه 88 برخی افراد جزو اصحاب با مواضع دوپهلو بودند و برخی هم با حضور در برنامههای زنده صدا و سیما نه تنها سکوت نکردند، بلکه از فتنهگران حمایت هم کردند. رسایی با اشاره به اینکه حدود 200 نفر از نمایندگان مجلس هشتم تغییر کردهاند، بیان داشت: این تغییر دارای یک پیام سیاسی مهم نه تنها به مجلس هشتم، بلکه به مجلس نهم هم است، این تغییر حاکی از نارضایتی مردم از مجلس هشتم که ریاست آن را آقای لاریجانی برعهده داشتند است. وی با بیان اینکه توقع مردم از نمایندگان مجلس نهم تغییر جهتگیری حاکم بر مجلس هشتم است، ادامه داد: بنابراین ریاست و هیئت رئیسه مجلس نهم که به دست نمایندگان منتخب این مجلس تعیین میشود، حتماً باید چهرهای باشد که با توجه به فتنه 88، مصداق سخنان رهبری نباشد. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس خاطرنشان کرد: این مسئله اولین گام مجلس نهم برای نشان دادن جهتگیری خود است و مردم اصولگرا از نمایندگان مجلس نهم توقع دارند کسی را به عنوان رئیس مجلس نهم انتخاب کنند که روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب آن را تیتر یک خود نکنند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 19:54 توسط الهه |
|
|
نقشه خوانی از دشمنی که پشت "جدایی نادر از سیمین" سنگر گرفته است؛
ابوالقاسم طالبی صراحتاً از این می گوید که حتی روح اصغر فرهادی هم از انتقاداتی که جامعه ارزشی به فیلم او وارد می کنند خبر ندارد. این در حالی است که مبانی قدرت نرم به راحتی بیان می کنند که این مسئله از نظر دشمن هیچ اهمیتی ندارد که فرهادی در هنگام ساخت فیلمش به چه چیزی فکر می کرده است؟
مشرق، ابوالقاسم طالبی یکی از پر سر و صداترین فیلمسازهای ایرانی در سال گذشته و البته امسال است. .....
اتفاقا در هنگامه شبیخون فرهنگی دشمن، نه تنها هیچ "اَعلام واضحه ای" وجود ندارد بلکه دشمن سعی می کند تا با عناصری که نادانسته آنها را به خدمت خود درآورده است تئوری فروپاشی از درون را در یک نظام حکومتی سیاسی اجرا کند. ابوالقاسم طالبی عزیز ما، باید بداند که غربی ها برای سِنت به سِنت و دلار به دلاری که در هر گوشه ای خرج می کنند منتظر یک بازخور و یک دستاورد هستند. منبع : http://www.mashreghnews.ir/fa/news/118045/هشدار-به-ابوالقاسم-طالبی-و-تصوری-که-از-قدرت-نرم-دارد
متن کامل در ادامه مطلب : ..............................................
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 18:43 توسط الهه |
|
|
حجاب مسئله حجاب هنوز جزو دغدغه های اصلی کشورمان است . فیلم گشت ارشاد را هم دیدم . همینطور مخاطب عزیزی که برای مفاهمه ؛ باب گفتگو را باز کرده بودند ؛ ظاهرا حجاب ؛ در اولویت دغدغه هایشان بود . نمی دانم از کجا آغاز کنم ؟ و آیا من که خودم نه حجاب درست حسابی داشته ام و نه حتی نمازم را مرتب می خوانم . بیشتر روزه هایم را هم بدهکارم . نذر چشم دخترم را نیز ادا نکرده ام هنوز ؛ عصبانی مزاج هم هستم ؛ هرچند که خودم زود پشیمان می شوم از بد دهنی و نفرین کردن و ووو آیا صلاحیت دارم که بخواهم در این موارد نظر بدهم یا نه ؟ فقط فکر می کنم به هر حال اگر قرار بود شرط علم ؛ عمل کردن باشد ؛ لابد هیچوقت علم پیشرفت نمی کرد . در مورد خودم بیشتر از همه . لذا قصد امر به معروف و نهی از منکر ندارم و دغدغۀ من برای پرداختن به این موضوع ؛ بیشتر از لحاظ این است که آیا جذب حد اکثری می کند ؟ آیا به شکاف جامعه دامن نمی زند ؟ آیا در این شرایط بحرانی پرداختن به این مسائل جزئی ، به صلاح است در مجموع یا خیر ؟ دیشب یا پریشب ؛ مقاله ای از دکتر مصطفی ملکیان خواندم در مورد اینکه مشکل اصلی جامعه را فرهنگ می دانستند . که البته تا نیمه خوانده ام ؛ برخی مطالبی را که هم روی وب می ذارم هنوز خودم کامل نخوانده ام . به هر حال آنچه که مسلم است ؛ ترک عادت آنهم به قدمتی دیرینه ؛ بسیار مشکل است . و همه یا اکثریت ما به این فرهنگ نه تنها خو گرفته که شاید بقول عیالم جزء ژن مون شده باشد . لذا شاید سه هزار سال کار فرهنگی لازم باشد تا بتوانیم تغییری در خودمان ایجاد کنیم . واقعا هیچ چیزی سخت تر از خودسازی نیست ؛ حتی وقتی مشاوره میری ، کتاب روانشناسی می خوانی ؛ احکام دین ات را بیشترش را میدانی ؛ اخلاق و دین و عرفان و حافظ و مولانا را هم دوست داری و دلت میخواد اینجوری باشی ؛ ولی با کوچکترین چیزی ، عصبانی میشی و می بینی چندان رشدی نکرده ای . گرچه که تربیت از کودکی و مسائل ژنتیکی نیز در این امر دخیل اند . بحث حجاب را اگر از نظر اخلاقی بخواهیم مد نظر بگیریم ؛ یا از نظر قانونی ؟ آیا فشار های قانونی تا به حال موثر بوده اند ؟ جنبۀ اخلاقی حجاب : همه میدانند و می گویند کار فرهنگی بشود . کار هم شده ولی مسلما کار فرهنگی روندی طولانی ست و نمی توان انتظار داشت که در لحظه جواب بدهد . در ضمن آیا ما بطور کامل و همه جانبه ، کار فرهنگی کرده ایم ؟ آیا برای کار فرهنگی می توان سقف قائل شد ؟ ایا تا به حال در تلویزیون میز گردی از خود بدحجابان مثل من و یا حتی از خانم ها یا آقایونی که حجاب را قبول ندارند . در هر سنی خاصه جوانان . دعوت کرده ایم که بنشینند با کارشناسان و یا جوانان هم سطح خودشان بحث آزاد کنند ؟ مسلما حجاب که از نماز واجب تر نیست . نه از لحاظ خودسازی و نه از لحاظ ترک واجب . آیا پیامبر اکرم با رحمت و خوشرویی و گذشت ؛ عده زیادی از بت پرستان را به دین اسلام ؛ مشتاق و مومن نکردند ؟ تا چه رسد به هموطنانی که همه دینداراند . ته دلشان اصل ایمان را دارند . و با همان حجاب و سر و وضع عاشورا هم به سینه زنی می آیند . همان ها نیز نذر و نیاز هم می کنند . گرچه که پارتی شون هم میروند ... در آن میز گرد حجاب ؛ از روانشاسان و جامعه شناسان و روحانیان و کسانی که در امر فرهنگی فعالیت می کنند اگر حضور داشته باشند و همه ابعاد این مسئله را بر رسی کنند . مثلا خود من اگر بخواهم جای مهمی بروم چه مهمونی یا مطب پزشکان و جایی که میدانم همه تیپ میزنند و تو اگر نزنی به چشم شلخته و امل و غیره و با تحقیر نگاهت می کنند . یا اصلا خودت خجالت می کشی و این تصورات را داری . در مورد جوان ها مسلما غیر از اینکه دوست دارند حق انتخاب داشته باشند و زیبا به نظر به برسند و جلب توجه کنند و یا احساس خوبی از سر و وضع خود داشته باشند اینها جنبه روانشناسانه اش است . اینکه چرا ما ایرانی ها در بد حجابی و مصرف لوازم آرایش و لباس های جدید و مد گرایی اینقدر افراطی هستیم و همه وقت و پول و اعصاب مون را حتی برای این چیزها می گذاریم تا مبلمان خانه و غیره ؟؟؟ این همان معضل فرهنگی مون است که همیشه به آن دچار شده ایم و شاید دیگر جزء گروه خونی مون شده باشد و ترک عادت به این زودی ها میسر نباشد . اما روی سخن ام الان با عزیزانی است که می خواهند از روی دلسوزی همه را به بهشت ببرند . یا آن عزیزی که در پاسخ من فرمودند که اگر ابوذر گفته : وقتی فقر از دری وارد شود ؛ ایمان از در دیگر می رودچرا نگوییم که بلکه ایمان در معرض آزمایش قرار می گیرد . من از این پاسخ خوشم آمد و تا به حال به ذهنم نرسیده بود در این مورد که روایتی بود که سالیان دراز می خواندیم و می شنیدیم . درسته و البته هر فقیری نیز بی ایمان نشده . کما اینکه هر پولداری هم ؛ ملتزم به ایمان نیست . البته ایمان را که همه دارند . منظور ملتزم بودن به دستورات دین است . همان شریعت . البته همین پرسش را در مورد حجاب نیز می توان از دوست عزیز پرسید که آیا بد حجابی نیز نمی تواند ؛ برای امتحان ایمان مومنین باشد ؟؟؟؟ یعنی آقایون چشم ها را درویش کرده و نکرده ؛ جلوی نفس شان را بگیرند ؟ آیا فشار گرسنگی بیشتر است و رستورانی که عطر غذایش خیابان را برداشته ... یا فشار چند تار مویی که بیرون است و دوست عزیزمان آن را تا ناکجا آباد ؛ کش اش دادند ؟؟؟ اگر اینطور باشد یعنی این استدلال ؛ عام باشد پس باید درب همه رستوران ها را نیز بست تا کودکان گرسنه ای که پشت پنجره اش به تماشا و حسرت می ایستند وسوسه نشوند ... و مبادا به دزدی یا گدایی و یا بزه های دیگر نیفتند ... منظورم این است که نمی توان از فقر که معضلی بسیار جدی در تمام دنیاست با این استدلال که اگر ایمان داشته باشی ؛ فقر تو را به گناه نمی اندازد ... فقر عمیق ، تورم شدید ؛ بیماری ؛ قسط ، چک برگشتی و پاس نشده ؛ ... اینها حقایق ملموس و واقعی ای بودند که در فیلم گشت ارشاد به خوبی بازتاب شد و مثل فیلم اصغر فرهادی ؛ که معضل دروغگویی را به نمایش گذاشت در جدایی نادر و سیمین ؛ گشت ارشاد داشت می گفت علت تخلف در جامعه چیست ؟ و مخاطبی که انصاف داشته باشد یا مثل من احساساتی باشد ؛ اشک می ریزد و حتی شاید حق بدهد به کسیکه عزیزش جلوی چشمش مریض است و پول دارو ندارد . شام نداره . کار گیرش نمیاد . تبعیض شدید اقتصادی رو در جامعه اش می بیند .... تازه اینها آدم های خوبی بودند اصل ایمان را داشتند . و اصلا گشت ارشاد واقعی هم نبودند ؛ بلکه با تقلب ؛ از این لباس و ماشین سوء استفاده می کردند . اصلا حالا واقعی هم بوده باشند . اولا یک مامور پلیس یا پزشک یا معلم ... هرچه که باشد در وحلۀ اول ؛ یک انسان است و انسان هم ممکن الخطا ست . و تازه مخصوصا که ایرانی هم باشد . اینطوری اگر کارگردان ها بخواهند فیلم بسازند و همه را از دم مقدس نشان بدهند ؛ نمی دانم چه دردی از ما دوا خواهد کرد ؟ اولا که مردم آنقدر رشد و آگاهی دارند که می دانند هیچ وقت کلیت یک شغل ، با انتقاد کردن ؛ زیر سوال نمی رود ؛ در ثانی شما وقتی خودت بیایی نا رسایی ها را با مردم درمیون بگذاری ؛ مردم تازه دلشون هم می سوزه . شاید بعضی ها هم دلشون خنک بشه . خوب بذار بشه . بهر از اینه که عقده توی دلش بمونه . حالا چرا عقده ؟؟؟؟؟ باور کنید اکثر مردم بخصوص جوان ها ؛ با خود گشت ارشاد و پلیس عزیز ما ؛ مشکلی ندارند . حتی با قانون نیز نمی خواهند ستیزه کنند ؛ چرا که میدانند وظیفه اصلی گشت ارشاد مبارزه با بزه و مواد مخدر و معضلات بسیار جدی تر از حجاب است . اما واقعا اینکه افسر پلیس بیاید جلوی تو را بگیرد و بعد هم سوار ماشینی کند که مخصوص زندانیان است ؛ جوان این را توهین به شخصیت خودش حساب و اصلا احساس می کند . فکر می کند آیا دزدی کرده ام ؟ آیا به ناموس مردم حرفی زده ام ؟ آیا چه خطای مهمی کرده ام که پلیس با ماشین خودش مرا به کلانتری ببرد . آیا زمان پیامبر اکرم ؛ با وجود آیه قرآن در مورد حجاب ، هم گشت ارشاد داشتیم ؟ آیا حیف نیست جمهوری اسلامی که در منطقه خاورمیانه؛ زنان اش پیشتاز علم و دانشگاه و حق رأی و فعالیتهای سیاسی اجتماعی تا حتی وزارت و معاونت را دارند ؛ نسبت به شهروندان ؛ اینگونه برخورد کند ؟ من نمی گویم بی حجابی ؛ خوب است . حتی میدانم قانون است و همه ملزم به احترام و اجرای آن هستیم. مثل قوانین رانندگی . اما مثلا آیا در این وضعیت بحرانی و تورم شدید و اختلاس ها و غیره که مسئولین به اندازه کافی درگیرش هستند و واقعا اعصاب شان خرد شده ؛ از طرفی توصیه مقام معظم رهبری بر جذب حد اکثری است . از اینطرف هم که شیخ های عرب ؛ از بحران ها سوء استفاده کرده و ادعاهای تجاوزگرانه می کنند ... آیا واقعا گشت ارشاد حجاب ؛ جز دلخور تر کردن مردم ؛ حاصلی دارد ؟ آنهم درست سه روز مونده به انتخابات ؛ مسئله گشت ارشاد را چنان رسانه ای کردند که اگر هم جوانان قصد داشتند پای صندوق رأی بیایند ؛ لجشان گرفت و نیامدند . شاید باور نکنید که خیل عظیمی که88 به بهانۀ رأی بیرون آمدند ؛ که هم دلیل اقتصادی داشت و هم بیشتر در مورد جوانان شک نکنید که به خاطر بی حرمتی است که بخاطر برخورد اینچنینی به خاطر حجاب و پوشش می شود . و اصلا آنقدر از این که یک دقیقه میخواهند بروند بیرون باید تنشان بلرزد که مبادا گشت بگیردش یا ببیندش ... اینجوری میشه که وقتی شما از هر کاندیدایی که بفهمند سخنرانی اش مختل شده یا مثلا با قشر سنتی زاویه دارد . دقیقا می روند به همان رأی میدهند حتی اگر ازش خوششان هم نیاید و یا اصلا، حتی نشناسندش . مگر موسوی را به جز ما ها که مال اول انقلاب و جنگیم ؛ نسل سوم و چهارم می شناختندش ؟ من حرفم را از روی دلسوزی می زنم . شما به جای برخورد پلیس و قضایی با مسئله حجاب ، کار فرهنگی - روانشناسانه بکنید . ببیند آیا نتیجه بهتری هم برای حجاب و هم برای تمایل و علاقه جوانان به کل سنت گرایان نمی بینید ؟ من فکر می کنم ضرری نداشته باشه مدتی هم این راه را امتحان کنیم . اصلا چرا در یکی از سایت های رسمی ؛ حالت نظر دهی نمی گذارید ؛ که ببینید آیا گشت ارشاد را موثر می دانند یا کارفرهنگی را و یا مثلا خودشان چه پیشنهادی دارند ؟ از موافق و مخالف . همه . حتی غیر مسلمانان . - گرچه حدس میزنم مسئولین عزیز ما ؛ غیر از اینکه از طرف قشر سنتی جامعه تحت فشارند . همینطور حجاب این اواخر جنبه سیاسی هم پیدا کرده و نگرانی هایی از این دست و مشکلاتی که برای خود کم حجاب ؛ در جامعه مخصوصا شب ؛ پیش نیاید .... اما آیا به زور می شود کسی را حتی مومن کرد ؟ جایی که خداوند به رسولش می فرماید ای محمد ص تو مذکری ... بیش از این خودت را آزار مده ... ( آیه اش درست یادم نیست ....) همینطور : لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی بنا براین اگر همه کار فرهنگی مان را کردیم که معلوم نیست چندین سال طول بکشد و جواب بدهد چرا که کسی مثل حر ریاحی در سنین بسیار بالا ؛ تکان خورد و عوض شد آری آن موقع اگر باز هم دیدیم جواب نداد . از اینطرف هم قانون و پلیس جواب نداد در این 33 سال لذا من می گویم آیا می روند جهنم ؟ آیا خودشان میدانند که میروند جهنم ؟ پس چرا شما خودت را خسته می کنی ؟ ببخشید به درک بگذار برود جهنم. یا اگر آقایونی که زن شون را مثل عروسک دنبال خودشون در خیابون یا مهمونی راه می اندازند اولا خوش به حال غیرتش ؛ دوما وقتی دوست دختر یا همسرش را از چنگش در آوردند تازه متوجه میشه که رعایت تعادل در هر چیزی حتی بی حجابی ، چقدر به نفع خودش و جامعه است . منظورم از تعادل در بی حجابی ؛ در مهمونی هایشان است . که به جز ماهواره ؛ جایی ندیده ایم . به هر حال آیا مسئولیت دلسوزان مان برای بهشت بردن آدم ها بیشتر از پیامبر و امامان است . وقتی گناهش دامن خودش را می گیرد و دزدی نکرده که به حق کسی ضرر بزند ؛ چرا حاکمیت هم خودش را به زحمت می اندازد ؛ هم باعث ریزش و دلخوری نسل جوان می شود ؛ نسلی که با یک الرحمن می توانی دلش را بدست بیاوری ... .......................................... جوان را باید بتوان قانع کرد که حجاب ، نه تنها مصونیت جسمی برایش می آورد بلکه علت خیلی از بی وفایی ها و طلاق ها و تنوع طلبی هایی که دارد دودمانش را به باد میدهد ؛ و نتیجه اش میشود قتل دوست پسران یک دختر در میدان سعادت آباد یکی به دست دیگری . و سرانجام اعدام یا دیوانه شدن برای قاتلش . و یا اسید پاشی هایی که به دلیل خیانت یا تنوع طلبی مردان و یا سوءتفاهم بدلیل ؛ اپیدمی شدن این معضل ... حتی اعتیاد و به پوچی رسیدن ؛ نتیجۀ هدونیزم و زیاده روی در لذت گرایی هایشان است . که البته در جامعه متوسط شهری شاید بیشتر از فقیران و سنتی هاست . جوان باید متوجه شود که تو هر چقدر زیبا باشی اولا یک روز پیر میشی ، یا مریض میشی و دیگه زیبا نیستی ؛ و اگر این فرهنگ کماکان ادامه داشته باشد و یا اصلا همین حالا هم که جوانی آیا خوشگلتر از تو پیدا نمی شود که سر راه شوهر یا دوست پسرت قرار بگیرد ؟ آیا طناز تر و لوند تر از تو نیست ؟؟؟ آیا همه مثل خودت دلشون پاکه و چشم به دوست یا همسرت ندارند ؟ آیا مطمئنی همسرت یا دوست ات در برابر وسوسه ها دوام میاورد ؟ خوب نتیجه این وضعیت چه شده ؟؟؟ بزه های مختلف و ازجمله خودکشی آمارش بالا رفته ... حال آیا حفظ حجاب نه فقط در خیابون و از ترس پلیس و قانون ؛ بلکه باید در عمق باور جوان بنشیند که برای خودش مفید تره . حجاب بدن ؛ حجاب نگاه ؛ حجاب و حد زدن به اینهمه تنوع طلبی ... یعنی مسئله جوانان خیلی بغرنج تر از فقط حجاب است . که بخواهیم در خیابون براش نسخه بپیچیم . حتی از نظر فلسفی که دنیا رو به پوچی اخلاقی گرایش پیدا کرده و نظر فلسفه دانان نیز برای کمک به فرهنگ جامعه و اخلاق کمک خواهد کرد . اینکه بدانند ؛ شب و روز دنبال زیبا تر شدن دویدن ؛ جز ابطال وقت هیچی نیست و آیا مگر اکنون از زندگی هاشون راضی اند ؛ چرا وقت شان را به جای آیینه و بوتیک ها ، با مطالعه پُر نمی کنند ؟؟؟ گر چه که قانون حجاب ما نیز به حد اقل رعایت و نرمال حجاب راضی است و ما مردم هم شورش را درآورده ایم با حجاب هایمان .اما از اینطرف نیز ؛ نتیجه گشت ارشاد حجاب ؛ جز دلخوری دو طرف قضیه از یکدیگر و دو قطبی شدن فضای جامعه حاصل چندانی تا کنون نداشته است . ای کاش بیشتر کار فرهنگی بشود . و ای کاش مردم و خود من نیز قانون را بیشتر رعایت کنیم . ......... پی نوشت : شاید این آخرین پستی باشد که می نویسم ... نمی دانم احساس می کنم هر چه بیشتر می خوانم و می نویسم جز اینکه نا امید تر میشم و بیشتر نیز پی به بی سوادی ام می برم و خجل تر میشم ... و مشکلات هم تمومی ندارند هر روز باز می بینی یکی اعتصاب غذا کرده و حالش وخیم است . یکی خودش مریضه و بچه هاش بی سرپناهند . یکی هشتاد سالشه و هنوز در آستانه زندان رفتنه . یکی پست خانه بازکرده که هر روز مردم نامه بنویسند . یکی نهضت خودسوزی راه میندازه . و حالا داره فیلم تک نفره هم می سازه .... دعواهای خطرناک مسئولین با خودشون . خونه زندگی بهم ریخته و در به داغون خودم و .... نمی دانم آیا من با این کوره سوادم چه می توانم بکنم که نه به کسی توهین بشه و هم بتونیم از تنش ها کم کنیم و بسوی آشتی ملی بریم . و اینقدر اسیر شایعات نمونیم و بد بینی هامون را حد اقل الان که کشورمان در معرض جنگه کم کنیم . منم تا دیروز خیلی دلخور بودم . ناسزا هم می گفتم نفرین هم می کردم ... ولی وقتی بی انصافی خبری ماهواره ها را دیدم و وقتی کلا هجمه ها به یک سو زیاد می شود . دلم میسوزد. وقتی خطر جدی تحریم ها و جنگ جدی تر از همیشه شد . تصمیم گرفتم یا شاید هم خواست خدا بود که بدون حب و بغض و منصفانه و مثل شاید دکارت که بدون هیچ پیشداوری به سراغ کشف حقیقت و چرایی اینکه چرا امروز به اینجا رسیده ایم ؟ کجاها غفلت کرده ایم ؟ کجاها خطا کرده ایم ؟؟؟ وقتی دیدم خودم حتی توانایی چرخوندن یک خانواده را بطور ایده آل ندارم و همه ازم ناراضی اند . در حالی که من خود را فداکار حساب می کنم و زحمت هم می کشم . ولی گویی در جا زدن بوده وقتی ... وقتی ... می بینم هنوز خیلی مونده که بتونم گره ای باز کنم . گرچه که من می بینم مسئولین به جای اینکه گره را با دست باز کنند می خواهند با دندان باز کنند . و حتی خودشان گره بیشتری به مسائل میزنند یعنی ناخواسته . سری را که درد نمی کند دستمال می بندند . هنوز نوشته های پراکنده و نصفه نیمه ای دارم ... ولی فکر می کنم چه فایده ای دارد ؟ واقعا چه فایده ای دارد که نخبه گان کنار بنشینند و من فقط جهل خودم را با دیگران تقسیم کنم ؟ هر بار تصمیم می گیرم دیگر وب را رها کنم گرچه معتادش شدم . یا نوشتن را . ولی وقتی اخبار می خوانم باز طاقت نمیاورم . اما زندگی خودم بیش از همیشه فلج شده . نمی دانم . واقعا نمی دانم چه باید کرد ؟ فقط از خداوند می خواهم که همه انسان ها را از آتش جنگ و خشم و جهل که هر کدام به نوعی گرفتارش هستیم . نجات بدهد . در سرتاسر دنیا . و یا قائم آل محمد ص را زودتر بفرستند .آیا دیگر تاسف بار تر از امروز جهان نیز ممکن است متصور باشد ؟ که خطر فاجعه جنگ هسته ای و جهانی دنیا را تهدید می کند و روسیه نیز امریکا را التیماتوم داده و سه ابر قدرت چین و روسیه و امریکا و غرب ... و اینهمه درگیری در افریقا و اعراب .. و حالا کشور خودمان هم در خطر ..... خدایا به خودت پناه می بریم . از این دنیای دیوانه و بی سامان. به هر حال از همه عزیزانی که جسارتی به آنها رفته و دلخور شده اند . پوزش خواسته و امیدوارم به بزرگی و تعادل و برخی نیز به بی تفاوتی خودشان ببخشند . ارادتمند : الهه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 17:14 توسط الهه |
|
|
در گفتوگو با ايسنا؛
سفير پيشين ايران در عمان: اعتراضات مردمي به اقدام گوگل، در جهت اثبات خليج فارس مفيد است » سرویس: سياسي - سياست خارجي
سفير پيشين ايران در عمان با تاكيد بر تاثير مثبت اعتراضات مردمي به اقدام اخير سايت گوگل در تغيير عنوان خليج فارس ابرازي اميدواري كرد: اين اعتراضات در جهت اثبات خليج فارس مفيد واقع شود. محمدجواد آسايش، سفير پيشين ايران در عمان در گفتوگو با خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: به لحاظ تاريخي از ديرباز نام اين منطقه خليج فارس بوده و حتي در نوشتهها و اسناد موجود ميان اعراب نيز اين موضوع كاملا مشخص است و به گونهاي نيست كه قابل بحث و تجديدنظر باشد. وي با بيان اينكه در همه اسناد جهان، نام خليج فارس به طور واضح ثبت شده است، ادامه داد: بايد توجه كشورهايي كه دنبالهرو اين ادعا هستند را به خطرات اين نكته جلب كرد كه اگر تلاش شود نامگذاريهاي قديمي تغييري پيدا كند، در اين صورت هرج و مرج بزرگي در سراسر جهان به وجود ميآيد و هركس زورش بيشتر باشد، اسم مكاني را ميتواند تغيير دهد. بر همين اساس بايد توجه جهانيان را به اين خطر جلب كرد تا همگان به قوانين بينالمللي پايبند باشند. سفير پيشين ايران در عمان با اشاره به پيشينه تاريخي كشورهاي حوزه خليج فارس افزود: همه كشورهاي حاشيه خليج فارس به غير از بحرين كه جزو ايران بود خالي از سكنه، صحرايي و بدون آب و علف بود و به طور كلي اكثر اين كشورها از سابقه طولاني برخوردار نبوده و در گذشته جزو حاكميت عثمانيها محسوب ميشدند. آسايش با اشاره به آغاز اعتراضات عمومي نسبت به اقدام اخير گوگل اضافه كرد: به طور كلي نام جعلي خليج فارس براي اولين بار از سوي عبدالله ناصر در مصر به دليل انحراف ذهن جهان عرب از اشغال رژيمصهيونيستي و مقابله با طرفداري شاه از اين رژيم مطرح شد، اما به مرور زمان مطرح شدن اين مساله به نفع اسرائيل است. وي خاطرنشان كرد: ادامه اعتراضات مردمي نسبت به استفاده نام جعلي خليج فارس باعث ميشود جوانان و افراد غيرمطلع با اين موضوع آشنا شوند و با مراجعه به تاريخ و اصناف به حقانيت خليج فارس پي ببرند. به گزارش ايسنا، سايت جستجوي گوگل در بخش نقشه خود (گوگل مپز) اسم خليج فارس را از روي نقشه خود برداشته است و وقتي اسم خليج فارس را به زباني (انگليسي، عربي و ... به جز فارسي!) جستجو ميكنيم، با يك علامت جاي آن را در منطقه نشان ميدهد. انتهاي پيام http://isna.ir/fa/news/91021709224/سفير-پيشين-ايران-در-عمان-اعتراضات-مردمي
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 اردیبهشت1391ساعت 19:6 توسط الهه |
|
|
الهه :
توضیح به مردم و مسئولین محترم کشور مان بنده از هر شخصیتی که کوچکترین گامی در جهت رفع تنش و نزدیک شدن به آشتی ملی بردارد ؛ استقبال می کنم و هیچکس را نه سیاه مطلق می بینم و نه سپید مطلق ؛ بلکه همه مون انسان هستیم با نظرات و دیدگاه ...های متفاوت ؛ و با ضریب خطاهای متفاوت ... به موقعش هم هر گاه نظر یا بیانیه ای را به ضرر تمامیت ارضی کشورمان و ایجاد تنش و شورش در جامعه باشد ؛ نقد کرده و خواهم کرد ... و هدفم رسیدن به آشتی ملی و وحدت محمدی صلوات الله علیه و آله است ... مسلما در این راه باید هم به نقاط ضعف و هم به نقاط قوت دو طرف اختلاف ؛ توجه کرد و تا جایی که سواد بنده اجازه دهد سعی در ایجاد تلطیف فضا دارم . لذا امیدوارم نگویید یکی به نعل می کوبد یکی به میخ ... مگر برای آشتی حتی دو زوج جوان ؛ برای میانجیگری ؛ و برون رفت خردمندانه از بحران ها ؛ راه دیگری غیر از این هم هست که عیبها و حسن های هر دو طرف را گوشزد کنیم ؛ تا بالاخره به حداقل اشتراکات فکری نزدیکشون کنیم و دست مِهر و دوستی و آشتی شان را به یکدیگر بدهیم ؟ ان شاالله . من که راه دیگری برای برون رفت از بحران های گونه گون فعلی مان جز این 2 راه به عقلم نمی رسد . 1- آشتی ملی 2- ادامۀ سیاست خردمندانه ای که در مذاکرات هسته ای مان داشتیم . در این راه خداوند ناظر بر آشکار و پنهان ها را شاهد و گواه می گیرم که ذره ای نه به طرفداری از ظلم ؛ می خواهم قلم بزنم و نه خدای نخواسته پایمال شدن خون عزیزانی که به نا حق و یا به خطا ؛ ریخته شده است ؛ و امیدوارم شائبۀ شرک و تقدس بخشی به هیچ شخصیتی و یا ظلم مضاعف به هیچ شخصیتی در این راه بس دشوار ؛ پیش نیاید ؛ بلکه نیت بنده بر این است که هر ظلمی و یا خطایی رفته است باید آن را بطور عادلانه بین تمام شخصیت ها و حتی عوامل و فاکتور های دیگر ؛ تقسیم کرد ؛ اگر قرار است از قدرت به قول برخی ، تمرکز زدایی شود ؛ لازمه و پی آمدش این است که از ظلم و خطا نیز تمرکز زدایی بشود ... یعنی چه ؟؟؟؟؟ یعنی اینکه اگر عدالت را نمی توانیم تقسیم کنیم ؛ لا اقل ظلم و خطا را تقسیم کنیم و همه تقصیرات را به گردن یک نفر یا یک دیدگاه نیندازیم ؛ چرا که همه در این 33 سال در روند حوادث تلخ و شیرین کشورمان نقش داشته اند و بیشتر و کمترش ؛ و انگیزه هایش را جز خداوند منان هیچ کس حتی تاریخ نیز نمی تواند به درستی قضاوت کند ؛ چرا که تاریخ هم مجموعه ای از دستنوشته ها و اخبار و حوادثی است که به چشم می آیند . تاریخ ؛ خدا نیست که ناظر و قاضی ؛ لحطه لحظۀ تصمیم گیری ها و علل و دلیل ها یش باشد . لذا معتقدم به جای دنبال مقصر گشتن که حاصل چندانی ندارد ؛ و آن عزیزان را به دنیا باز نمی گرداند ؛ بیاییم از اختلافات دست برداریم و با مذاکره و گفتگوی صلح آمیز بین خودتون ؛ کاری کنید که دیگر حوادث تلخ تکرار نشوند . این بهترین خدمتی است که می توان به ایران و ایرانی و نسل های آینده کرد . بیاییم با صلح و مودت و رحمت مسلمانی ؛ همه هموطنان مان را از هر دین و عقیده و قومیتی ؛ سرشار از عشق به نظام و اسلام و همبستگی ملی کنیم تا همه بحران ها را ؛ خاصه بحران جنگ را خردمندانه و عاشقانه پشت سر بگذاریم . اپوزیسیون نیز باید توجه داشته باشد و این را به حاکمیت ثابت کند که منظورش از تغییر مثبت این است که حاکمیت مطمئن شود که خودش نیز در این تغییر مثبت ؛ ماندگارتر خواهد شد ؛ و هنر تحول خواهان این است که با مسئولین به مذاکرۀ دوستانه بنشینند و نگرانی او را از هرگونه حذف و کنارگذاشتن اش ؛ برطرف سازند . مسئله اصلی به گمان بنده تغییر در رفتار حاکمیت است . آنچه که صلاح است تغییر کند رفتار مسئولین محترم است . احترام گذاشتن شان به قانون اساسی کشورمان است . و سعی کنند و خود مسئولین کمک کنند که قانون اساسی به بهترین نحو ؛ اجرا شود . مگر برای مردم چه فرقی می کند اصولگرا باشد یا اصلاح طلب ؟ واقعا فرقی نمی کند . مردم می خواهند رفاه و احترام به حریم خصوصی داشته باشند . ........................... باید عرض کنم خدمت تمام خانواده های آسیب دیده در این سال های طولانی
عزیزان داغدار ضمن عرض تسلیت و همدردی با شما عزیزان به جهت فقدان عزیزان تان .
مادرانه خدمت تان عرض می کنم این دنیا با همه تلخ و شیرین اش می گذرد ...
همه ما یک بار بدنیا می آییم و یک بار هم می میریم . ( کل نفس ذائقه الموت ... )
خوشا به حال آنان که شهید شده اند
و همیشه نزد خدایشان روزی می خورند و از بهشت نیز که جاودانه است . بهره مند می گردند .
شما نیز با بزرگواری و صبر خود ثابت کرده اید که خواهان پایان بازتولید خشونت هستید .
شما نیز آرزو دارید این اتفاقات تلخ دیگر و هرگز برای هیچ جوان و خانواده ای تکرار نشود .
خاصه که الان خطر جنگ جدی و قربانی های فراوانی خدای نکرده خواهد گرفت .
پس می دانم که دل شکسته ی تو . بیش تر از هر کسی . با آشتی ملی و گذشت و عفو .
خوشحال و راضی خواهد شد . و مگر عزیزان تان غیر از حفظ ایران و سربلندی و عزت اش را
و رفاه مردم اش را می خواستند ؟؟؟؟
این مدینه فاضله ای است که جز از راه صلح و مسالمت آمیز . میسر نخواهد شد .
به امید این روز قشنگ . همچنان دست بر دعا می مانیم ...
..............
در ضمن خانواده هایی که اگر فرزندان شان اقدام مسلحانه کرده بوده باشند حتما می دانند که در همه
جای دنیا ترور و اقدام مسلحانه . نه تنها غیر قانونی که غیر انسانی است .
به هر حال امیدواریم خداوند همه را و خطاهای جوانان را عفو بفرماید . و رحمت کند .
.............................................................
فیس بوک حقیر : http://www.facebook.com/zahra.ebrahimi.94?ref=tn_tnmn
اگر مسئولین محترم فکر می کنند نوشته های من ؛ غیرقانونی ست ؛ لطفا به من بگویند تا دیگر ننویسم . با احترام : زهرا ابراهیمی - الهه 16 اردیبهشت 91ادامه ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 23:15 توسط الهه |
|
|
... استاد بزرگوار جناب .
متاسفانه مدتی است از خواندن فلسفه بازمانده ام و کتاب ارزشمند شما را نیز هنوز
... تهیه نکرده ام
در مورد اینکه فلسفه چیست ؟؟؟
معتقدم فلسفه بدون فراگرفتن منطق . دردی از ما دوا نخواهد کرد و جز مشتی
حفظیات از فیلسوفان و تئوریسین ها . آبشخور فکری چندان مفیدی نخواهد بود .
فلسفه وظیفه ی اصلی اش به زبان آوردن پرسش های مبهمی است که در عمق وجود
و تفکر تک تک انسان ها لانه کرده است و تیز هوشان یا جسوران توانسته اند
... این پرسش ها را به لایه های بالایی مغز و در نتیجه به زبان آورند
تمام شیرینی فلسفه به تنوع پاسخ های متکثری است که هر فیلسوفی در پارادایم فکری خود ... و با منطق و استدلال بیان می کند حال هر چقدر این منطق و برهان و استدلال اش نزد خواننده و جویای دانش و حقیقت ؛ مقبول تر باشد ؛ مسلما همان پاسخ و همان فیلسوف و همان مکتب را خواهد پذیرفت . از فلسفه نباید انتظار داشت که پاسخ همه چیز را در جیب اش داشته باشد ؛ خاصه پاسخ به پرسش های هستی شناسانه که دغدغۀ تمام دینمداران است تا راهی برای اثبات وجود خداوند و یا ارسال رسل و مسائل دینی بیابند . چرا که خود خداوند در قرآن حکیم فرموده : جزئیات در چیستی خداوند را رها کنید . برخی فیلسوفان مانند کانت نیز بر این باورند که دین و اخلاق و خداوند ؛ در حوزۀ اخلاق عملی قرار می گیرند و با استدلال فلسفی نمی توان به سراغ شان رفت . وگرنه دچار شبهات بی پاسخ و بی منطقی همچو برخی نظریات متکلمین اخیر در ایران (خودمان می شویم . ( مانند دکتر عبدالکریم سروش بزرگوار گرچه فلسفه کمک شایانی برای پاسخ گویی به شبهات جدید قرن دین گریز کنونی می کند و ما برای تقابل با این شبهات ؛ ناچار از فلسفه آموختن و منطق یاد گرفتن ، چه ارغنون ارسطویی و چه مهمتر از آن منطق ریاضی جدید ؛ هستیم . ... فلسفه ما را به پاسخ نزدیک تر می سازد ... اما پاسخ قطعی نمی دهد فلسفه در کنار منطق ؛ ذهن ما را توانا تر می سازد برای تحلیل مسائل و مشکلات مان .... و یافتن راه برون رفت خردمندانه از آن ها فلسفه در عین پاسخ یا شِبه پاسخ به برخی سوالات ؛ خود ؛ منبع بسیار عظیم و متسلسلی از پرسش های بی پایان ؛ پیش پای ات می نهد . فلسفه تو را تا بیکرانه های هستی می کشاند و یکهو وسط راه ؛ بی بال و پَر ؛ رهایت می سازد ... فلسفه ؛ اقیانوس پُر تلاطمی است که از غوطه ور شدن در آن ؛ تا روآبی معلق ماندن بر آن ... همه اش سراسر لذت است و مکاشفه ... پرسش و پاسخ ... پرسش و چالش ... پرسش و حیرت ... پرسش و لذت ... پرسش و پرسش و پرسش و پرسش پاسخی که می خواهی ؛ کاملا بستگی دارد به اینکه کدام فیلسوف را بیشتر قبول داری ؟ ... چون هر فیلسوفی برای یک پرسش مشترک ؛ پاسخی متفاوت داده است و تو می مانی و اندازۀ سواد منطقی و دانش تجربی و دیتاهای خودت ؛ و فکت هایی که آن فیلسوف به تو ارائه می کند ؛ و منطقی که با آن استدلال می کند ؛ .... تا تو را قانع سازد با زهم معتقدم فلسفه بدون منطق ، دستاوردی نخواهد داشت و جز یک مشت شعار بی معنا ، کاربرد جدی و حلّال مشکلاتی .... نخواهد داشت ... و این قصه سر دراز دارد اما آیا به هر حال فلسفه به درد زندگی می خورد ؟؟؟؟؟ .... پاسخ این پرسش را با پرسشی دیگر به عهدۀ مخاطب می گذارم آیا اکسیژن به درد حیات می خورد ؟؟؟؟؟؟ آیا انسان بدون تفکر و پرسش و دغدغه ؛ تفاوتی با سایر کائنات ؛ پیدا می کند ؟؟؟؟ آنجایی که خداوند پیامبر امی ( صلوات الله علیه ) را فرمان می دهد : ... اِقرأ .... بخوان : آن جا که آغاز سوره اش با آیه شریفه نازل می شود .... ن و القلم و ما یسطرون ... قسم به قلم و آنچه که می نویسد ............................................... برای دلجویی از دکتر سروش بزرگوار به قول مولانا : ای برادر ؛ تو ؛ همه اندیشه ای ... مابقی ؛ خود استخوان و ریشه ای ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت : کامنت حقیر برای پست ارزشمند استاد بزرگوارم در وبلاگ برهان با عرض تشکر و پوزش از استاد بزرگوار جناب دکتر حسن اکبری بیرق بدلیل طولانی بودن کامنت و نیز علاقه ام به مباحث فلسفی . روی وب آوردم . نیز عذر تقصیر از اینکه از روزی که به روز شدید خوانده بودم اما فرصت نوشتن نداشتم . ارادتمند : الهه |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 14:56 توسط الهه |
|
|
چقدر دلم می خواهد به جای دیوار قطور بی اعتمادی . چتر امنیت و اعتماد بر سر همه مان باشد . چقدر دلم می خواهد بهشت خدا را در روی همین زمین ... و در ایران زمین ... بپا کنیم ... چرا که نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه چیز با یک سلام صادقانه شروع می شود ... پس سلام بر ایرانی ... سلام بر صلح ... سلام بر صبح ... سلام بر اختلاف سلیقه ها ... سلام بر احترام به اختلاف سلیقه ها ... سلام بر ادب ... سلام بر احترام ... سلم بر راستی ... سلام بر دوستی ... سلام بر عشق ... سلام بر گذشت ... سلام بر همبستگی ... سلام بر آشتی ملی ... سلام بر وحدت مسلمانی ... سلام بر آزادی زندانیان سیاسی .... سلام بر برادری ... سلام بر بزرگواری .... سلام بر تو .... سلام بر او ... سلام بر همه .... سلام بر چتر بزرگی به نام ایران ... سلام بر خلیج همیشه فارس مان .... سلام بر ابوموسی . تنب بزرگ و تنب کوچک مان .... ارادتمند و دوستدار همه هموطنان عزیزمون ۱۵ اردیبهشت ۹۱ الهه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت : از نظر شما افراد اصلح چه کسانی هستند، می توانید نام ببرید؟
علی مطهری : به نظر من غیر از فهرست صدای ملت که عبارت است از خودم (چون کسی که کاندید می شود به این معنی است که من اصلح هستم) و آقایان غفوری فرد و محجوب و خانم جلودارزاده، این افراد ه...م اصلح هستند: آقایان مصباحی مقدم ، توکلی، نادران، باهنر، سروری، کازرونی، بادامچیان، رودکی، حبیبی وخانم امینزاده. ادامه مصاحبه در خبر آنلاین : http://khabaronline.ir/detail/209944/ زمان انتشار: ۱۴:۲۳ - ۱۳۹۱/۲/۱۰ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 اردیبهشت1391ساعت 10:25 توسط الهه |
|
|
......... دوستان عزیز؛ ما در مقطعی از تاریخ کشورمان قرار داریم که می توان آن را قطعا یکی از نقاط عطف منحنی تحولات اجتماعی کشورمان دانست، نقطه ای که در آن، جهت و سمت و سوی سرنوشت یک ملت می تواند تغییر کند. برهه ای که در آن با هماهنگی ناخواسته بین بخش تندرویی از جناح حاکم و عده ای از خارج نشینان تندرو و در هماهنگی خاصی با بخشی از دول خارجی که منافعشان با حاکمیت دموکراسی در ایران در تضاد است، سعی در نومید کردن مردم از ادامه جنبش مدنی، دموکراتیک و آزادیخواه دارند و با تمام قوا سعی می کنند فعالیت های مدنی برای احیا و برقراری آزادی های مدنی را به بن بست بکشانند. شورای هماهنگی جنبش سبز " داخل کشور" با علم به تمام جوانب موضوع و با یقین به این که دموکراسی با چماق و تفنگ، به سرزمین مان نخواهد آمد و تنها با حرکت قانونی و فعالیت مدنی و صندوق های رأی خود را نشان خواهد داد، پیشنهاد " حضور اعتراض گونه و تک رأی " را گامی در راستای تقویت جنبش دموکراسی خواهی ایران و شکستن بن بست و انفعال نیروهای دموکراسی خواه و اصلاح طلب داخل دانسته و از همه شهروندان تهرانی دعوت می کند که دعوت " تک رأی به مطهری" را اجابت کنند. شورای هماهنگی جنبش سبز ایران 14 اردیبهشت ۹۱ منبع : از فیسبوک . سایت دکتر مهدی خزعلی http://drkhazali.com/#?Link-From-Eni-Kazemi
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــhttp://drkhazali.com/index.php/1388-11-13-14-14-13/231-1388-11-13-13-52-05/1681-1391-02-14-12-09-06.htmlـــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا صد هزار مرتبه شکرت ... با تشکر از خردمندان و میانه رو های جنبش سبز کلمه یا جرس برای اولین گام های صلح دوستی و مذاکره و گفتگوی برادرانه در جهت وحدت مسلمانی و همبستگی ملی . برای حفظ کشور عزیزمان از کلیه بحران ها و نیز حفظ منافع ملی همه ایرانیان ایران زمین ... پی نوشت دوم : با عرض پوزش از سایت این عزیزان به جهت نقطه چین ها ... هم برای حفظ وبلاگ خودم و هم برای حفظ وحدت و مودت ارادتمند همه ی میانه روها و آشتی دوستان و صلح جویان . تحت هر عنوان و نام سیاسی یا فکری ... چقدر همه را دوست دارم ... چقدر دلم می خواهد دل هایمان بهشتی شود ... چقدر دلم می خواهد همه ایرانیان سر یک سفره جمع شوند و برادرانه و با صفا و لبخند و دوستی با مهر و آشتی ... درباره ی ایران عزیزمون بگویند و تبادل نظر کنند و بهترین نظرها را برای پیشرفت و منافع ملی مان که برکتش به همه خواهد رسید . بکار گیرند . و هیچکس از حذف و انتقام توسط دیگری نترسد ... و همه گذشته های تلخ را حتی در آغاز انقلاب . رها کنند و اینقدر به چشم دشمن به یکدیگر نگاه نکنند . ما جمعیت زیادی هستیم با ایده های متفاوت ... لذا یک جایی باید اینهمه اختلاف و ادبیات خصمانه را حتی هموطنانی که در خارج از ایران اند و از انقلاب ضربه خورده اند . کنار بگذارند و به فکر مسامحه و مذاکره و آشتی و دوستی واقعی باشند . قانون اساسی مون ظرفیت پذیرش همه را به شرط اینکه با نظام مخالفت براندازانه نداشته باشند را دارد . و حتی جایی خواندم که در مجلس و وزارت هم می توانند در سرنوشت کشور شریک شوند به جز ریاست جمهوری که حتما باید شیعه باشد و شرط های دیگرش را نمی دانم . به قول آقای دکتر باهنر : نظام نیز از اینکه دشمن برانداز داشته باشد لذت نمی برد ... پس ان شاالله در راه یک وحدت بزرگ ایرانیان که در تاریخ مان سابقه نداشته است بکوشیم . باور کنید حتی بر فرض نظام جمهوری اسلامی با میل خودش قدرت را دو دستی تقسیم سکولارها بکند ... خوب بعدش چی ؟ شما فکر می کنید مردمی که بالای ۵۰ درصد سنتی مذهبی اند این را برمی تابند ؟ یا آنها نیز مجددا برعلیه شما شروع به یارگیری سیاسی و نزاع و ... خلاصه این قصه ها چند صد هزار بار دیگه باید در تاریخ ما اتفاق بیفتد ؟؟؟؟ خوب الان که بیشتر شما ها با دانش روز و حقوق بشر و صلحجویی و راه های مدنی آشنا هستید . چرا از راه دوستانه و با انتظارات منطقی شریک در ساختن ایران نمی شوید ؟؟؟ شما سرمایه های بسیاری در خارج دارید که اگر در ایران سرمایه گذاری کنید کشور کلی از لحاظ اقتصادی جلو می افتد . حکومت هم گمان نکنم دست رد به سینه صلح دوستان بزند . به شرطی که قصد براندازی نداشته باشند . طبق قانون . و همه جای دنیا همین است . همینطور نخبگانی که رفته اند . اگر بازگردند و باعث ترقی بیشتر علم در کشور شوند .... چقدر دلم می خواهد هیچکس به فکر حذف هیچکس نباشد ... چقدر دلم می خواهد به جای دیوار قطور بی اعتمادی . چتر امنیت و اعتماد بر سر همه مان باشد . چقدر دلم می خواهد بهشت خدا را در روی همین زمین ... و در ایران زمین ... بپا کنیم ... چرا که نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه چیز با یک سلام صادقانه شروع می شود ... پس سلام بر ایرانی ... سلام بر صلح ... سلام بر صبح ... سلام بر اختلاف سلیقه ها ... سلام بر احترام به اختلاف سلیقه ها ... سلام بر ادب ... سلام بر احترام ... سلم بر راستی ... سلام بر دوستی ... سلام بر عشق ... ارادتمند و دوستدار همه هموطنان عزیزمون ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توضیح : با عرض پوزش از مخاطبان بزرگوار بنده به قدر هول شدم وقتی این خبر را روی والم در فیسبوک دیدم که به متن دقت نکردم . بلافاصله هم رفتم به عزیزانم زنگ زدم و این خبر خوش را گفتم . الان که رفتم در جرس و کلمه هرچه گشتم منبع اصلی را ندیدم این اطلاعیه را . و دوباره به سایت دکتر خزعلی بزرگوار سر زدم و بارها و بارها ... فکر کردم شاید بعدا قرارست روی سایت خود کلمه و جرس بیاید . لذا چندبار با دقت مطلب را خواندم و متوجه " داخل ایران " نشده بودم . چون تا حالا نمی دانستم که جنبش سبز داخل و خارج دارد . به هر حال لینک آدرسی هم جز سایت خود دکتر نداشت . و بنده در عین اینکه برای کلمه و جرس متاسف هستم که دائم بدنبال بهانه جویی های ایرونی شون هستند . اولا خوشحالی ام را و حرف هایم را پس نمی گیرم . چون کلا طرفدار آشتی جویان و صلح دوستان هستم . در ضمن امید دارم که روزی این تشکر و خوشحالی واقعا در مورد آن دو سایت لجباز نیز صورت بگیرد . بازهم از جناب دکتر خزعلی تشکر می کنم . و فردا به امید خدا . به لیست علی مطهری رای می دهم . ( خانه ملت ) ۱- علی مطهری ۲- سهیلا جلودار زاده ۳- آقای غفوری فرد ۴- آقای محجوب -------------------------------------------- ۳ و ۴ را یادم نیست باید بگردم پیدا کنم و بنویسم . درضمن با گروه اصلاح طلبان لیست مشترک داشتند فکر کنم . نمی دانم کدام خبرگزاری بود ؟؟؟؟ اگر همشهری بوده باشد . من آرشیوش را نتوانسته ام پیدا کنم برای یک خبر دیگر .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 اردیبهشت1391ساعت 17:52 توسط الهه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ادبیات.فلسفه.روزمره گی ها.شوخی .جدی. نقد شدن و نقد کردن. درد دلات. هجویات.....
برای تو می نویسم برای تو که زبان اسطوره های یونان را نمی دانی برای تو که درد هایت نا ترجمان مانده برای تو.که هیچگاه پلی جهت ورودت به دنیا و کلام غامض روشنفکرانه. تدارک نشده برای تو می نویسم برای تو و از درد های تو برای تو هموطن گمنام ام ... استفاده از مطالب وبلاگ و چاپ آن حتی به نام خودتان آزاد ست فقط قول بدهید که در برگ اهدا این جمله را اضافه کنید : تقدیم به : آنانی که سهمی از زندگی نداشته اند اما وفادارانه و فداکارانه کیان خانواده را حفظ کرده اند... 90/08/17 تبصره ناسخ : با عرض پوزش از مخاطبان بزرگوار تا اطلاع ثانوی . استفاده از مطالب وبلاگ . لطفا با ذکر منبع باشد. سپاسگزارم. 90/10/06 ناسخ تبصره ناسخ ماده 17/08/90 مجددا قابل اجراست ... امضا : الهه 90/12/09 |
| آرشیو موضوعی |
|
کشکولک الهه 30 ساله عاشق شریعتی ام چون یا حق ای یوسف کنعان من متن عاشقانه به مریم و برادرش نیم قرن زنده بودن 1 و 2 |
|
RSS
|